باسلام .وقتي درموضوع اجرا و اطلاع عمومي خودم و افزايش سطح اطلاعاتم پرس و جو ،مطالعه و ياجستجو ميكنم و در حوزه تاليفي چيزي نمي يابم مطمئن ميشوم كه حرفه اي هاي اين فن هنر متاسفانه فقط در مصاحبه ها يشان به فكر بازاريابي اند نه آموزش به ديگران .يا حال تحقيق ندارند.شما نمونه اي مشابه آنچه كه من به كمك شما و اساتيد در اين وبلاگ بي سامان ريخته ام به من نشان دهيد.كو؟كجاست؟

يكي از عموها كه به لطف سيماي محترم ج و تهيه كننده و از همه مهمتر خداي مهربون چهره اش تازه ۲ ۳ سالي است قابل تحمل شده فرموده وقتي ما شروع كرديم از اينهمه دايي و عمو و خاله خبري نبود!چرا بايد تا نوك بيني مان را بنگريم؟!عمو جون!

برای اینکه شبه ء حسادت من ازمیان برداشته شود ایشان را در صدر لینکهایم قرار داده و منکر تواناییهایش به هیچوجه نبوده ونیستم/

 ولي يه جا هم ايشان فرموده در آينده رباطها جاي ما مجريان را ميگيرند.رباتها وارد كار شده اند تو خبر نداري دريكي از انتخابهاي من در همين وبلاگ فكسني هم ميتوني ببينيش.جو گير نشو عمو جون دستمزد روزي ۱۵ ميليونيتو از ادارات بگير بگو تهران بد جاييه!!!عموخندون از همه دوستداران آن عزيز از دست نرفته و يا انسانهاي بيطرف كه ممكن است اين نوشتار را بخوانند سوال ميكند: شما چقدر با اين حرف موافقيد در حوزه كودك فقط بايد يكنفر كار كند وديگران غاز بچرند يا همه به رشد يكديگر كمك كنند.جون مادرتون ريا نفرماييد و در اين فضاي مجازي راسته حسينيشو بنويسيد.ممنون.عمو خندون